خوراک آراِس‌اِس

توانائی پلیس ایران

نوشته‌شده در

دیروز شنیدیم که پلیس تهران با حمله به اولین جشنواره غذاهای سنتی ایران، به دلیل آنچه که بدحجابی فروشندگان خوانده است، ۸۰ غرفه این جشنواره را در نمایشگاه بین‌المللی تهران پلمپ کرد.

اما امروز  برخورد با فروشندگان كراوات 

بعد از پيروزي انقلاب اسلامي فروش كراوات در ايران ممنوع شد، ولي طي سال‌هاي اخير همواره برخي فروشندگان اقدام به فروش آن مي‌كردند كه در برخي موارد با تذكر بخش‌هاي مسوول در نيروي انتظامي هم مواجه مي‌شدند. البته اين موضوع هيچ گاه به صورت جدي دنبال نشده، به طوريكه فروش آن در مغازه‌هاي كت و شلوار فروشي شكل گسترده‌تري هم يافت.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، تازه‌ترين اخبار حاكي از آن است كه فروش كراوات دوباره با سخت‌گيري مواجه شده است.

در اين باره يكي از فروشندگان به ايسنا گفت: اداره اماكن نيروي انتظامي چند روزي است كه اين دستور را صادر كرده است و ما مجبور به جمع‌آوري همه كراوات‌ها از مغازه شده‌ايم.

وي افزود: ظاهرا اين تحريم فقط براي مغازه‌هايي كه محصول برند مي‌فروشند، اعلام شده است.

جواد دروديان – رييس اتحاديه پيراهن دوزان و پيراهن فروشان، نيز در همين خصوص اظهار داشت: بعد از پيروزي انقلاب اسلامي فروش كراوات ممنوع شد، ولي اين موضوع به صورت جدي دنبال نمي‌شد و هرازگاهي اين بحث به شدت پيگيري شده و از فروش آن ممانعت به عمل مي‌آمد.

وي گفت: حتي به ما اعلام شده سربرگمان كه در آن از قديم يك عكس كراوات روي آن وجود داشت بايد عوض شده و عكس كراوات از روي آن برداشته شود.

وي در پاسخ به اين سوال كه بسياري از مغازه‌ها كراوات را در ويترين گذاشته و از طريق مانكن‌ها به نمايش مي‌گذارند، اظهار داشت: بازرسان اصناف و اماكن مدتي است كه اين موضوع را جدي گرفته و مانع از اين كار شده‌اند. البته شايد اين به شانس مغازه‌‌دار بستگي داشته باشد و اگر بازرسان و اماكن از آن مغازه‌ها اطلاع يابند، دستور ممنوعيت فروش كراوات را به آن‌ها نيز اعلام مي‌كنيم.

ناگفته نماند که پلیس ایران فقط توانائی این چنین کارها را دارد و اساسا تعریفش از جرم و جنایت چیز دیگری است.

همچنین امروز سردار رادان بر موضع خود در مورد پلمپ نمایشگاه‌هایی‌ که بد حجاب دارد تاکید کرد.

تصمیم حمله به ایران در دستان یک ایرانی!

نوشته‌شده در

روزنامه کانادایی تورنتوسان در گزارشی با عنوان «اسرائیل با تصمیم یک ایرانی به ایران حمله می کند» نوشت: یک ایرانی الاصل ، هم اکنون به دومین مقام مهم در کابینه اسرائیل تبدیل شده است

رئیس پیشین ستاد مشترک ارتش و وزیر دفاع پیشین اسرائیل ، رهبر فعلی حزب کادیما در تصمیم گیری احتمالی درباره حمله نظامی به ایران در کنار نخست وزیر، نقش اصلی را خواهد داشت. او متولد ایران است و این کشور را به خوبی می شناسد. او شائول موفاز است.

به گزارش عصر ایران، در این گزارش آمده است: موفاز با ائتلاف با بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل در اقدامی کم نظیر، دو جناح چپ و راست را در کنار هم قرار داد. هر یک از سران کابینه یعنی نتانیاهو و موفاز، دارای سابقه نظامی هستند و به احتمال زیاد، امنیت اسرائیل را به خطر نخواهند انداخت.

موفاز به عنوان رئیس پیشین ستاد متشرک ارتش و وزیر سابق دفاع، کارشناس جنگ است و ایران را از داخل به خوبی می شناسد. او یکی از مهمترین یهودیانی است که به اسرائیل مهاجرت کردند و توانستند در اسرائیل در عرصه سیاست موفقیت کسب کردند و به یکی از مهمترین تصمیم گیران کلان تبدیل شوند.

براساس متن منتشر شده در سایت وزارت خارجه اسرائیل، شائول موفاز متولد تهران است و اصلیتی اصفهانی دارد. نام سابق وی در ایران «شهرام مفضض‌زاده» بوده‌است. وی در سال ۱۹۵۷ میلادی (1336 خورشیدی) به همراه خانواده‌اش به اسرائیل مهاجرت کرد و پس از فارغ‌التحصیلی از دبیرستان در سال ۱۹۶۶ میلادی به عضویت در ارتش اسرائیل پیوست.

او پس از پایان جنگ لبنان (۱۹۸۲)، تحصیلات عالی نظامی را در دانشگاه نظامی در آمریکا ادامه داد و پس از بازگشت به اسرائیل به فرماندهی تیپ کماندویی در سال ۱۹۸۶ میلادی برگزیده شد. وی در سال ۱۹۹۷ به مقام قائم مقامی ستاد کل مشترک ارتش اسرائیل رسید و نهایتاً یک سال بعد به فرماندهی کل ستاد مشترک ارتش اسرائیل منصوب شد.

هم اکنون بیش از 40 هزار ایرانی تبار در اسرائیل زندگی می کنند که بخشی از آنها به پست ها و مسئولیت های مهمی رسیدند که علاوه بر شائول موفاز (معاون نخست وزیر)  می توان به موشه کتسائف (موسی قصاب) رئیس جمهور سابق، دان حالتوس رئیس سابق ستاد مشترک ارتش اسرائیل، مایکل بن آری سیاستمدار و عضو پارلمان ، مزدخای زار عضو سابق پارلمان اشاره کرد.

هم اکنون یهودیان در تهران، 11 عبادتگاه دارند. بسیاری از این عبادتگاه ها در کنار خود مدارس عبری دارند. یهودیان در تهران یک رستوران، بیمارستان ، خانه سالمندان و قبرستان ویژه خود را نیز دارند. یهودیان دارای کتابخانه ای بزرگ با 20 هزار عنوان کتاب نیز هستند که تصویر (امام) خمینی بر دیوار آن نقش بسته است. یهودیان در ایران همچنین یک نماینده در پارلمان دارند.

قتل جوانی توسط فرمانده کلانتری

نوشته‌شده در

محمد مصطفایی / وکیل دادگستری

اگر قصاص مجازات خوبی است – که نیست. اگر قصاص مجازات انسانی است. که نیست  و اگر قصاص پیش گیرنده از وقوع جرم است که در اصل و واقعیت آن هم نیست، پس لازم و ضروی است که نسبت به همه قاتلین عمد به صورت مساوی در ایران اعمال شود.

اما واقعن این طور است؟

یا واقعا تمام کسانی که در ایران دیگری را به عمد به قتل می‌رسانند، به حکم قصاص محکوم می‌شوند و یا اگر محکوم شدند، حکم‌شان اجرا می‌گردد و در نهایت اعدام می‌شوند؟

آیا واقعا تمام کسانی که در ایران دست به‌ریختن خون دیگری می‌زنند، خونشان طبق قوانین شرعیت و بر اساس تعریفی که در باب قصاص گفته شده است، ریخته می‌شد؟

صریح و بدون هیج شک و شبهه و با یقین می‌گویم که خیر،  چنین نیست… در ایران زمین قاتلان تقسیم بندی می شوند به قاتلان با خون‌های رنگین که ریختن خونشان به مصلحت نیست و قاتلین معمولی که حقشان به زعم حاکمان، اعدام است و باید به مجازات عمل ارتکابی شان برسند.

شاید بفرمایید که آیا برای چنین ادعایی دلیلی هم دارید؟

در جواب خواهم گفت: نه یک نمونه، بلگه هزار پرونده را می توان مثال زد که قاتلین چنین پرونده هایی نه تنها اعدام نمی‌شوند، بلکه مصونیت قضایی هم دارند. ما می‌توانیم برای مثال از نمونه های کلی همچون عدم قصاص مامورین نیروهای مسلح نام ببریم که در تعقیب گریزهای مختلف هدف اصلی خود را و یا افرادی که در حول و حوش هدف قرار دارند را به قتل می‌رسانند و یا افراد لباس شخصی که دستی بر قدرت دارند مانند کسانی که در راهپیمایی‌ها و یا تظاهران مامور قتل دیگری می‌گردند را نام برد و نمونه‌های جزیی هم بسیار زیاد است. مانند قاتلین قتل های زنجیره‌ای یا قاتلان بازداشتگاه کهریزک و یا ماموران مشخص مسلحی که دیگری را به قتل می‌رسانند و همچنان آزاد هستند.

از  زمانی که قانون قصاص در جمهوری اسلامی ایران به تصویب رسیده است تاکنون حتی یک مامور بسیج، نیروی انتظامی یا ماموران لباس شخصی امنیتی، قصاص نشده و به دار آویخته نشده‌اند، اما تا دلتان بخواهد، افرادی که چنین مامورانی را به قتل رسانده‌اند بدون محاکمه عادلانه اعدام شده‌اند.
شاید بفرمایید که خوب فرد یا افرادی توسط ماموران نیروی انتظامی به قتل نمی‌رسند تا بخواهیم کسی را اعدام کنیم و یا آن‌که آن‌ها مجوز قتل افراد خاص را دارند؟ در صورتی که در واقعیت چنین نیست. ماموران مسلح در جمهوری اسلامی ایران از جمله افرادی هستند که بیش از تمام کشورهای دیگر جهان شهروندان خود را به وسیله اسحله به قتل می‌رسانند و برخلاف قانون دارای مصونیت پنهانی کیفری هستند. در زیر به یک نمونه بسنده می کنم و قضاوت را به خود شما می‌سپارم. این نمونه ای از هزار نمونه ای است که در سال‌های گذشته رخ داده است.

پیش تر اعلام کنم که  با مجازات اعدام کاملا و شدیدا مخالف هستم و حق هیچ انسانی را مرگ نمی‌دانم به همین دلیل برای آنکه اثبات کنم مجازات اعدام مجازات شایسته‌ای نیست، مثال‌هایی در خور این ادعا، که ادعای مخالفین اعدام نیز هست به میان می‌آورم.

در روز سیزدهم اردیبهشت ماه سال جاری، فرمانده نیروی انتظامی بجنورد آقای ستوان خلیل رضایی متوجه می‌شود که فردی که به صورت غیابی به هشت سال حبس محکوم شده است و شاکی پرونده‌اش حکم جلبش را ارائه داده بود، قرار است در مراسم عروسی در روستای بدرانلو شرکت کند. آقای رضایی شخصا ـ البته گفته شده است  و به نظر می رسد که گویا ایشان مقادیر بسیار زیادی رشوه دریافت نموده بودند ـ اسلحه کمری خود را پر از گلوله می کند و به همراه معاون خود به نام ستوان براتی و یک سرباز وظیفه با لباس شخصی ـ نه لباس فرم مخصوص پلیس ـ به محل برگزاری مراسم عروسی می رود.

حبیب الله تیموری فردی است که تحت تعقیب قضایی قرار داشت و با پیش بینی درست فرمانده کلانتری، در همان شب نیز در مراسم عروسی شرکت نموده بود. فرمانده کلانتری با همراهانش وارد محل برگزاری عروسی می‌شوند و حبیب الله را بازداشت می‌کنند. در لحظه بازداشت دستبند به دستان حبیب الله می‌زنند تا ایشان نتواند فرار نماید. ماموران در آن زمان حکم مامویت یا دستور قضایی نشان نداده و حبیب الله در مقابل اعمال خشونت آمیز افراد لباس شخصی مقاومت می‌کند. در همان لحظه مامورین شروع به ضرب و جرح حبیب الله می‌کنند. شدت ضرب و جرح به گونه ای بود که تمام اندام حبیب کبود شده و دست و پایش بر اثر ضربات سخت می‌شکند. سه مامور که حبیب الله به زمین نشانده بودند متوجه حضور مردم می‌شوند. فرمانده نیروی انتظامی اعلام می‌کند اگر جلوتر بیایید حبیب الله را می‌کشد و در همین لحظه به جای آنکه از شلیک هوایی استاده کند، از فاصله نیم متری سه گلوله بر سینه حبیب الله وارد کرده و او را به قتل می‌رساند. حاضرین از ماموران می‌خواهند که اجازه دهند حبیب الله به بیمارستان منتقل شود که با اندکی درنگ این کار انجام می‌شود اما برادر و عموی حبیب الله که در آنجا حضور داشت به صورت غیر قانونی بازداشت می‌گردد. برادر حبیب در همان شب توسط ماموران مجروح شده و برخی از استخوان‌هایش می‌شکند. این قتل در مقابل زنان و کودکان روستا اتفاق می‌افتد، اما نکته‌ای که قابل تامل است اینکه، علارغم اینکه از لحاظ قانونی چنین عملی قتل عمد به حساب  می‌آید، دادستان آن منطقه آقای میرعلم سیّدی، از بازداشت فرد متهم به قتل استنکاف می‌ورزد و تاکنون این فرد بازداشت نشده است

در این پرونده آنچه از لحاظ پرونده قتل دارای اهمیت است این‌که: مامور شلیک کنند، طبق قانون نحوه به کار گیری سلاح در موارد ضروری حق استفاده از سلاح را در آن شرایط نداشته است، شلیک گلوله از فاصله کوتاهی (نیم متری) صورت گرفته و افراد بسیار زیادی حاضر به ادای گواهی هستند که قتل به صورت عمد حادث شده است.

اما انچه از لحاظ مخالفت با اعدام مطرح است اینکه: آیا چنین افرادی در مقابل قانون دارای وجه متمایزی هستند که نه محاکمه می شوند و نه حکم به قصاص آنها اگر هم داده شود، اعدام می‌گردند. در ماه افراد بسیار زیادی توسط مامورین نیروهای بسیج یا سپاه، وزارت اطلاعات، پلیس یا هر مامور دیگری که دارای اسلحه است به ناروا کشته می‌شوند، بدون آنکه مقررات قانونی نسبت به به کار بردن اسلحه رعایت شود. اما هیچ کدام از قاتلین تاکنون اعدام نشده‌اند و هرکز نمی توانید احدی را بیابید که در چنین شرایطی اعدام شده باشد.

در حوادث پس از انتخابات متقلبانه ریاست جمهوری ده‌ها نفر در خیابان‌های ایران به قتل رسیدند و برخی از آنها قاتلانشان مشخص بود. هدی صابر و هاله سحابی دو نفر از فعالین حقوق سیاسی توسط ماموران اطلاعاتی به قتل رسیدند یا زهرا کاظمی توسط قاضی مرتضوی یا به دستور وی یا با معاونت وی به قتل رسید و در جریان بازداشت گاه کهریزک نیز متهم اصلی قتل تعدادی از شهروندان ایرانی بود، اما نه تنها این عده هرگز محاکمه نشدند و حکمی علیشان صادر نشد بلکه به قاضی مرتضوی سمت ریاست یکی از حساس ترین پست های دولتی داده شد.

به هر حال سوال این‌جاست که چرا حکومتی نسبت به افرادی دارای تحمل بالاست که از صدور حکم به اعدامش حذر می‌کند و او را مصون از تعرض می‌داند اما از طرفی دیگر تحملش نسبت به برخی دیگر چنان ضعیف است که او را در سن ۱۷ سالگی در ملاعام اعدام می‌کند. آیا بهتر نیست برای آنکه عدالت رعایت شود مجازات اعدام حذف شود تا به این شکل قاتلین نیز به سزای عمل خود برسند و محبوس گردند؟
امیدوارم که دستگاه قضایی اجازه ندهد خون جوانی که به ناحق ریخته شده است پایمال شود، شاید خانواده مقتول ببخشند که چنین کاری را در نهایت خواهند کرد اما حق این است که مرتکب قتل این جوان، هر چه زود تر بازداشت و محاکمه گردد…

راز کودکان دفن شده در دیوارهای ارگ بم چیست؟

نوشته‌شده در

در پی انتشار خبری در خصوص کشف اجساد تازه‌ از نوزادان در دیوارهای ارگ بم، محمد مهدی افضلی، مدیر امور فرهنگی اداره کل میراث فرهنگی استان کرمان این مسئله  را تکذیب کرد و گفت که اسکلت کودکان در ارگ بم متعلق به دوران معاصر نیست.

آقای افضلی همچنین با تاکید بر کذب بودن خبر نوزادان دفن شده در دیوار ارگ بم به خبرگزاری فارس گفت: «به دلیل کنترل ۲۴ ساعته یگان حفاظت میراث فرهنگی احتمال دفن نوزادان در این محوطه امکان پذیر نیست و بقایای اسکلت‌های کشف شده در ارگ بم متعلق به دوره‌های مختلف تاریخی است نه دوران معاصر.»

نخستین بار بحث ۶۸کودک دفن شده در دیوار ارگ بم توسط نرگس احمدی در مجموعه مقالات سالانه پروژه نجات بخشی میراث فرهنگی بم در سال ۱۳۸۴ به شکل رسمی منتشر شد.

بر اساس این گزارش یکی از کارشناسان در لابه‌لای آوارهای دیوار ارگ بم به استخوان‌هایی بر‌می‌خورد که با بررسی‌های باستان شناسی مشخص می‌شود این استخوان ها متعلق به کودکانی است که همه پسر هستند.

فرزاد فروزانفر، کارشناس ارشد میراث در این مرحله از پژوهش برای تحقیقات بیشتر دعوت می‌شود. آقای فروزانفر چهارم خردادماه سالجاری در گفت وگو با روزنامه قانون در مورد نتیجه این تحقیقات گفت: «در طول تحقیق هیچ نوزادی ندیدم و تمام اسکلت‌ها متعلق به کودکان یک سال تا شش بود.»

اما به گفته آقای فروزانفر، اسکلت بچه‌هایی که او مورد بررسی قرار داد از دیوار درآورده نشده بودند. او گفت که جسدها به شکل اسلامی تدفین شده بودند و مسئولان مرمت، آنها را پس از بررسی در جای اصلی قرار داده و دوباره آنجا را کاهگل کردند. آن تعدادی استخوان هم که بر روی زمین ریخته شده بود جمع آوری کردند و در قوطی‌هایی به سازمان میراث فرهنگی تحویل دادند.

محمد مهدی افضلی، مدیر امور فرهنگی اداره کل میراث فرهنگی استان کرمان امروز ۸ خردادماه گفت که پس از انجام کارهای مطالعاتی و نمونه برداری به دلیل احتمال متلاشی شدن، اسکلت‌ها در همان مکان یافت شده دفن شدند.

او همچنین دلایلی را برای دفن این کودکان عنوان کرده است. از آن‌جمله بیماری، قحطی، محاصره ارگ و یا عدم امکان دفن نوزاران در خارج از محیط ارگ است.

شخص دیگری که بر مسئله کودکان دفن شده در بم تحقیق کرده، لیلا پاپلی، باستان شناس است. نتیجه تحقیقات او مشخص کرد که تمام کودکان دفن شده در دیوارهای بم پسر هستند.

در عین حال خانم پاپلی خبر کشف نوزادان جدید در دیوارهای ارگ را تائید کرده و به روزنامه قانون گفته است که «کارشناس میراث و مسئول حفاری در دیوار خانه سیستانی‌ها این نوزادان را کشف کرده است.»

مریم نعیمی، کارشناس ارشد باستان شناسی شخصی است که نوزادان تازه کشف شده را از نزدیک دیده و از آنها عکاسی کرده است. به نوشته روزنامه قانون، او معتقد است که «مشابه چنین وضعیتی در هیچ یک از سایت‌های دوران اسلامی دیده نشده است.»

این کارشناس میراث سکوت مسئولان در این مورد را ناشی از «نوعی خودآگاهی» دانسته و گفت: «انگار همه تصمیم گرفته‌اند چیزی نگویند.»

در همین حال سالومه پور حسینی که در حال تحقیق در مورد موضوع کودکان بم است، گفته که جسد این بچه‌ها جدیدتر است و بافت نرم یکی از آنها بهتر حفظ شده است.

به گفته خانوم پورحسینی نحوه دفن این نوزادان تازه کشف شده نیز متفاوت است.

براساس تحقیقات انجام شده بچه ها به سه شکل در دیوارهای بم دفن شده اند. «بچه‌های کوچکتر به طور کامل در چینه (دیوارها) جا گرفته‌اند و بدنشان طوری در خشت قرار گرفته که قابل جدا کردن نیست. نوع دوم مقداری از خشت را برداشته و کودک را در فضای لابه لای خشت‌خام گذاشتند و نوع سوم نیز تدفینی است که در گودی‌های پس از تخریب انجام شده است» و کارشناسان نمونه آن را همین نوزادان تازه کشف شده عنوان می‌کنند که بر خلاف نمونه‌های قبلی که بالای دیوار دفن شده‌اند در پای دیوار قرار گرفته اند و آنها را روی هم گذاشته‌اند نه در کنار هم.

براساس تحقیقات انجام شده، این فرضیه مطرح است که در دوره‌ ای که در زمان قاجارها ارگ بم محاصره بود، ساکنان مجبور شده‌اند کودکان را در دیوارها دفن کنند، اما این سئوال مطرح است که چرا هیچ فرد بزرگسالی دفن شده و کارشناسان نیز هنوز برای این سئوال پاسخی نیافته اند.

به اعتقاد اسکندر مختاری که مسئولیت پروژه نجات بخشی بم را تا سال ۱۳۸۸به عهده داشت، با توجه به اینکه مشخص شده اکثر کودکان دفن شده پسر هستند، احتمال «رسم پسر کشی» می‌رود. اما در این حال او معتقد است که اگر همه نظرات در خصوص دفن کودکان در کنار هم گذاشته شود باز هم به نظر واحدی نخواهد رسید.

آقای مختاری اما موضوع کشف نوزادان تازه دفن شده را منتفی می‌داند.

در همین حال که اظهارنظرهای متفاوتی در خصوص کشف نوزادان تازه دفن شده در ارگ بم مطرح است، مسئولان میراث فرهنگی کرمان اعلام کرده اند که نتیجه تحقیقات و نظرات کارشناسی در آینده نزدیک منتشر خواهد شد.

ارگ بم با ۲۵۰۰ سال قدمت و بزرگترین سازه‌ گلی جهان در زلزله پنجم دی ماه سال ۱۳۸۲ تخریب شد. در همان زمان سازمان میراث فرهنگی، پروژه نجات بخشی بم را آغاز کرد.

منبع : بی‌بی‌سی فارسی

ردپای محسن رضایی و رستم قاسمی در پرونده اختلاس بزرگ

نوشته‌شده در

دوازدهمین دادگاه پرونده مشهور به اختلاس سه هزار میلیارد تومانی در شرایطی برگزار شد که نام بسیاری از مقامات عالی‌رتبه جمهوری اسلامی در جریان دفاعیات متهمان ذکر شد که با متهم اصلی پرونده در ارتباط بوده‌اند.
روز یکشنبه هفتم خرداد ماه (۲۷ مه) در حالی که توجه‌رسانه‌های عمومی درون ایران به گشایش مجلس جدید و گمانه‌زنی در مورد ریاست آینده این مجلس بود، دادگاه متهمان به بزرگ‌ترین «تخلف مالی» تاریخ ایران با حاشیه‌های بسیار برگزار شد.

مه آفرید خسروی، متهم ردیف اول این پرونده به همراه غلامعلی ریاحی وکیل مدافع‌اش بار‌ها دادگاه و دادستانی را متهم کردند که شرایط دادگاه را امنیتی کرده‌اند و به شاهدان و متهمان برای تغییر حقایق پرونده اعمال فشار می‌کنند.

خسروی همچنین با نام بردن از برخی مسوولان بلندپایه جمهوری اسلامی که در جریان فعالیت‌های وی بوده‌اند، تصریح کرد «من هشداری به این افراد می‌دهم که خودشان به دادگاه بیایند و همه چیز را بیان کنند».

کارآفرینی و کمک به دور زدن تحریم‌ها

متهم ردیف اول در دفاعیات خود در دادگاه گفت: «من به هر مسئولی در کشور گفتم: بابا از من رشوه می‌خواهند تا کار‌هایم انجام شود، تنها سرشان را تکان دادند.»


محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت

امه آفرید خسروی در جلسه دادگاه به دیدارش با هاشمی شاهرودی رییس وقت قوه قضائیه، مصطفی پورمحمدی رییس سازمان بازرسی کل کشور و علاالدین بروجردی رییس سابق کمیسیون امنیت ملی مجلس اشاره کرد.

ین متهم در بخش دیگر از دفاعیاتش گفت: «یکسری از افراد پشت نظام سنگر گرفته‌اند و به اسم نظام دارند از نظام جمهوری اسلامی ایران سوءاستفاده می‌کنند، این افراد به اسم نظام پول می‌گیرند و رشوه می‌دهند و رشوه می‌گیرند.»
وی با انتقاد از دادستانی و دادگاه به خاطر «امنیتی کردن پرونده» افزود: «همه را ترسانده‌اید که جرات نکنند حرف بزنند. چرا شما نمی‌گذارید من در تلویزیون مصاحبه کنم؟ در واقع من ۱۰ ماه در بازداشت هستم، آیا این درست است؟»

خسروی با اشاره به اینکه یکی از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام به وی پیشنهاد کرده است شرکتی را برای دور زدن تحریم‌ها در خارج از کشور دایر کند، مدعی شد با محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در منزلش، پارک لویزان، دفترش و در خیابان ظفر ملاقات و جلسه‌داشته است.


سردار رستم قاسمی، فرمانده وقت پایگاه «خاتم‌الانبیاء»سردار رستم قاسمی، فرمانده وقت پایگاه «خاتم‌الانبیاء» که پروژه‌های بزرگ اقتصادی سپاه پاسداران را رهبری می‌کند.

وکیل مدافع متهم ردیف اول نیز با انتقاد از برخی «مطالب خلاف واقع» در کیفرخواست دادستانی تصریح کرد که آقای خسروی به چه دلیل باید به نظام اقتصادی ضربه می‌زده است؟ همه مدارک نشان می‌دهد که وی هدف سیاسی را دنبال نمی‌کرده بلکه قصد کارآفرینی داشته است.

اشاره به دیدار خسروی با قاسمی و مشایی

در بخش دیگری از دادگاه عنایت‌الله ریاحی، خواهر‌زاده اسفندیار رحیم مشایی به عنوان مطلع احضار شد که اظهاراتی را علیه رحیم مشایی، رییس دفتر محمود احمدی‌نژاد ابراز کرد.

ریاحی در بخشی از سخنان خود با اشاره به قطع رابطه سه ساله با رحیم مشایی گفت: «تمام سخنانی که به عنوان مطلع می‌گویم را به عنوان وظیفه و اینکه یکی از سربازان نظام هستم بیان می‌کنم و تحت هیچ فشاری نیستم.»
وی با اشاره به اینکه در هفت ماهی که در زندان بوده با کسی صحبت نکرده، گفت: «من نباید ۷ ماه بازداشت باشم. افرادی که این حمایت‌ها را می‌کنند و مانند اختاپوس در دولت و بخش خصوصی سایه افکنده‌اند و هر جا پول و مال است حضور دارند باید تاوان پس بدهند.»

وی افزود، اگر‌‌همان زمان که رهبر جمهوری اسلامی تذکراتی در رابطه با مشایی داده بودند این تذکرات عملی می‌شد «این‌ها اینگونه دچار توهم قدرت نمی‌شدند».

در ادامه از دادگاه مدیرعامل وقت «شرکت ابنیه» در بخشی از دفاعیاتش گفت «اینکه وقتی مدیر دولتی به خودش اجازه می‌دهد رشوه بگیرد معلوم است که دیگر کسی کار نمی‌کند بعد هم همین مدیر چفیه دور گردنش می‌اندازد و تسبیح دستش می‌گیرد و یقه‌اش را می‌بندد و هر کاری دلش می‌خواهد انجام می‌دهد.»

وی با اشاره به جلسه‌ای با حضور اسفندیار رحیم مشایی در هتل لاله تهران افزود: «دفتر آقای مشایی در پاستور بود ولی جلسه ما در اتاق خواب برگزار شد. فکرش را بکنید در مورد بزرگ‌ترین پروژه کشور باید در اتاق خواب هتل لاله تصمیم‌گیری می‌کردیم.»

متهم تصریح کرد: «در این جلسه خسروی با اشاره به اینکه دو طبقه کردن رامسر به نور، خوب است، درخواست کرد به جای پول ۵۰ و نیم درصد سهام فولاد خوزستان پرداخت شود. بعدش رستم قاسمی هم که آن موقع رئیس قرارگاه خاتم (الانبیا) بود وارد جلسه شد که آقای پاستورنشین (اسفندیار رحیم مشایی) اصلا وی را تحویل نگرفت.»

به گفته قاضی پرونده «تخلف مالی سه هزار میلیارد تومانی» رسیدگی به این پرونده و استماع سخنان متهمان و شهود در دو جلسه دیگر به پایان خواهد رسید و در مورد متهمان تصمیم‌گیری خواهد شد.

منيژه نجم عراقی، نويسنده، مترجم و منشی کانون نويسندگان بازداشت شد

نوشته‌شده در

تغيير برای برايری: منيژه نجم عراقی، نويسنده، مترجم و منشی کانون نويسندگان صبح روز ۷ خرداد ۹۱ بازداشت شد.

نجم عراقی پيش از اين به يک سال حبس تعزيری به اتهام تبليغ عليه نظام محکوم شده بود. پس از فرستاده شدن حکم او به دايره ی اجرای احکام و پيگيری های پليس امنيت، نجم عراقی امروز پس از مراجعه به دادگاه انقلاب بازداشت و به زندان اوين منتقل شد.

پيش از اين نيز فريبرز رئيس دانا، اقتصاددان و عضو ديگر کانون نويسندگان نيز به اتهام تبليغ عليه نظام برای گذراندن يک سال حبس تعزيری بازداشت و به زندان اوين منتقل شده بود.

آخرین نمایش اقتدار پلیس ایران ؛ حمله به جشنواره غذاهای سنتی‌

نوشته‌شده در

حمله پلیس به اولین جشنواره غذاهای سنتی

پلیس تهران با حمله به اولین جشنواره غذاهای سنتی ایران، به دلیل آنچه که بدحجابی فروشندگان خوانده است، ۸۰ غرفه این جشنواره را در نمایشگاه بین‌المللی تهران پلمپ کرد.

ماموران پلیس پایتخت در ادامه طرح موسوم به «امنیت اخلاقی» بعدازظهر روز یکشنبه به نخستین جشنواره غذاهای سنتی ایران در نمایشگاه بین‌المللی تهران حمله کرده و این نمایشگاه را مختل کردند.

به گزارش ایسنا، ماموران گشت ارشاد تعدادی از شهروندان را نیز دستگیر کردند.

همچنین مسئول نمایشگاه نیز برای ارائه توضیحات به معاونت نظارت بر اماکن پلیس امنیت عمومی تهران فراخوانده شده است.

حمله شدیداللحن فرمانده محافظان رهبر به موسوی، هاشمی و خاتمی

نوشته‌شده در

فرمانده سپاه ولی امر (محافظان رهبر جمهوری اسلامی) نخست وزیر امام را ضد انقلاب و محمد خاتمی را خائن خواند و از آیت الله هاشمی رفسنجانی خواست آرزوی مرگ کند.

سپاه موسوم به ولی امر، یک نیروی نظامی ویژه داخل سپاه است که با هدف حفظ و حراست از جان رهبر جمهوری اسلامی فعالیت می کند و فرمانده آن از نزدیکان رهبری محسوب شده و در ارتباط مستقیم با او فعالیت می کنند.

درحال حاضر ابراهیم جباری فرماندهی این سپاه را برعهده دارد. او جایگزین سردار نجات فرمانده قبلی سپاه ولی امر شد که اینک معاون امنیت داخلی شورای عالی امنیت ملی است.

سردار نجات پس از آنکه نقش موثری در سرکوب اعتراضات دانشجویی سال ۷۸ ایفا کرد به معاونت شورای عالی امنیت ملی رسید. همچنین اسنادی وجود دارد که نشان می دهد سعید مرتضوی، دادستان سابق تهران پس از هماهنگی با سردار نجات دستور انتقال بازداشت شدگان پس از انتخابات به شکنجه گاه کهریزک را صادر کرده است.

به گزارش خبرگزاری فارس از قزوین، سردار ابراهیم جباری ‌شب گذشته در مراسم گرامیداشت سالروز فتح خرمشهر به سخنرانی پرداخته و حملات شدیداللحنی به آیت الله هاشمی رفسنجانی، میرحسین موسوی و محمد خاتمی کرده است. وی در عین حال حسن نصرالله، دبیرکل حزب الله لبنان را پاره تن جمهوری اسلامی خوانده است.

بر اساس این گزارش، فرمانده محافظان رهبر جمهوری اسلامی با بیان اینکه «غرب چاره ای جز پذیرش شرایط جمهوری اسلامی ندارد»، ادعا کرد: اصلاحاتی‌های ذلیل در برابر دشمنان با ذلت و خواری برخورد می‌کردند و نبود ایمان و پایبند نبودن به ارزش‌ها در {مذاکرات} انرژی هسته‌ای آن دوران نیز مشاهده شد.

جباری افزود بسیاری از خواص در جریان فتنه ۸۸ زمین خورده و سقوط کردند که علتش نبود بصیرت این افراد بود.
فرمانده محافظان رهبری در ادامه از مردم نگاهشان به دو لب آقای خامنه ای باشد زیرا به گفته او، خامنه ای مولا و مقتداست.

جباری اضافه کرد: دشمن از ابتدای انقلاب تاکنون راهبردهای مختلفی داشته است که یکی از آنها تغییر در رفتار ملت و حاکمان است و در سال ۸۸ رخ داد.

وی ادعا کرد: این راهبرد از دوره اصلاحات آغاز شد و به دنبال آن نیز یک مشت مزدور در فتنه ۸۸ فریاد نه غزه و نه لبنان، جانم فدای ایران سر دادند.

وی خاطرنشان کرد: لبنان خط مقدم جمهوری اسلامی است و سیدحسن نصرالله نیز پاره تن ماست زیرا خود را وقف و فدای ولایت کرده است.

جباری «گفت‌و‌گو» و آنچه «فتنه ۸۸» می خواند را از دیگر راهبردهای «دشمنان» برشمرد و افزود: دشمنان می‌خواستند با استفاده از فردی که تبدیل به ضدانقلاب شده و نام نخست وزیری امام را یدک می‌کشد استفاده کنند و انقلاب را منحرف کنند.

فرمانده محافظان خامنه ای با حمله به مهندس موسوی گفت: موسوی و همسرش در دوران اصلاحات، به استقبال شیرین عبادی بی‌حجاب و ضدانقلاب رفته و از او در دانشگاه الزهرا تجلیل کردند که این مسئله خودش نشان‌دهنده انحراف موسوی و همراهی او با ضدانقلاب است.

وی آیت الله هاشمی رفسنجانی را خوار و خفیف خواند و از او خواست «آرزوی مرگ» کند. جباری گفت: کسانی که نامه بدون امضا به رهبر نوشتند باید آرزوی مرگ کنند. افرادی که بیانیه‌ها و نامه‌های بدون سلام برای نایب امام زمان می‌فرستادند، پا روی خون شهدا و اعتقادات مردم گذاشتند و امروز نیز در خفت و خواری به سر می‌برند که باید در این شب آرزوها، از خدا برای خود طلب مرگ کنند، چراکه خون به دل مردم و فرزند زهرا کرده و دشمن را دلشاد کردند.

جباری با بیان این ادعا که اصلاح طلبان در پی بازگشت به حکومت هستند گفت: خاتمی که می‌خواهد پس از این همه خیانت به میان مردم بازگردد، باید جلوی مردم زانو زده و بگوید غلط کردم. خاتمی باید خجالت بکشد، توبه کند و به مردم بگوید غلط کردم.

جباری اصلاح طلبان را یک «مشت لائیک و سکولار» خواند که به درون انقلاب نفوذ کرده و می‌خواهند ارزش‌های انقلاب را لگدمال کنند.

فرمانده سپاه ولی امر ادامه سخنانش را به حمله به «جریان انحرافی» اختصاص داد و نسبت به تلاش آنان برای نفوذ هشدار داد.

وی همچنین با بیان اینکه «غربی‌ها چاره‌ای جز قبول شرایط ایران ندارند» اظهار داشت: جلسات و کنفرانس‌ها و ۵ + ۱ها برای این است که نگذارند جمهوری اسلامی ایران پیشرفت و جایگاه اصلی خود را در جهان کسب کند.

جباری در پایان گفت: امروز دشمنان با ماهواره، اینترنت و تلفن همراه به عمق‌ خانه‌ها نفوذ کرده‌ و با اندیشه و اعتقادات مردم مبارزه می‌کنند که این نشان‌دهنده این مسئله است که راه سختی را در پیش داریم و برای موفقیت در این مسیر باید انسان‌هایی مقاوم، مقتدر و با ایمان باشیم و راه‌های نفوذ شیطان بر دل‌ها را مسدود کنیم.

شهرام اميری، قهرمان ملی، به ۱۰ سال زندان و پنج سال تبعيد محکوم شد

نوشته‌شده در

شهرام اميری پژوهشگر و متخصص راديو ايزوتوپ‌های پزشکی دانشگاه صنعتی مالک اشتر با حکم شعبه هفتم دادگاه نظامی تهران به ده سال زندان و پنج سال تبعيد به شهرستان خاش محکوم شد. دفتر شعبه هفت دادسرای نظامی تهران از تائيد خبر خودداری و خبرنگار صبح امروز را تهديد به رهگيری و بازداشت کرد اما يکی از بستگان درجه يک شهرام اميری خبر مذکور را تائيد کرده است.

اختصاصی صبح امروز: شهرام اميری پژوهشگر و متخصص راديو ايزوتوپ‌های پزشکی دانشگاه صنعتی مالک اشتر (وابسته به وزارت دفاع و پشتيبانی نيروهای مسلح) که به اتهام «تماس و برقراری ارتباط مجرمانه با کشورهای متخاصم و اقدام عليه امنيت ملی و در اختيار گذاردن اطلاعات طبقه بندی شده به دشمن» بيش از ۲۰ ماه است که از سوی دادسرای نظامی تهران در بازداشت به سر می‌برد در هفته گذشته با حکم شعبه هفتم دادگاه نظامی تهران به ده سال زندان و پنج سال تبعيد به شهرستان خاش محکوم شده است.

اميری که در سفر عمره به عربستان در خرداد ۱۳۸۸ ناپديد شد و حدود ۱۳ ماه بعد، در ۲۲ تير ۱۳۸۹ به دفتر حافظ منافع ايران در آمريکا مراجعت کرده و دو روز بعد به ايران بازگشت، پس از بازگشت به ايران مورد استقبال مقامات عالی رتبه وزارت خانه‌های خارجه و دفاع کشور قرار گرفته و از وی به عنوان قهرمان ملی ياد شد.

وی در‌‌ همان ايام ورود به کشور در چندين برنامه زنده تلويزيون دولتی ايران حضور يافت و ضمن تشريح جزئيات چگونگی ربايشش از عربستان توسط سرويس‌های اطلاعاتی آمريکا اعلام کرد که به مدد الهی و ياری چند دوست معتمد از ايران توانسته از دست سازمان سيا و اف بی‌آی بگريزد و به دفتر حفاظت منافع ايران در واشنگتن پناه ببرد.

شهرام اميری که پيش از آن از وی به عنوان دانشمند هسته‌ای پناهنده شده به آمريکا ياد می‌شد در تيرماه ۱۳۸۹ وقتی نامش بر سر زبان‌ها افتاد که چندين ويدئو متناقض از وی در فضای سايبری منتشر شد که در تعدادی از آن‌ها اعلام کرده بود به جهت تحصيل به آمريکا پناهنده شده و مهاجرت کرده و در تعدادی ديگر نيز اعلام کرده بود که آمريکا وی را ربوده است و در صدد بازگشت به کشور است.

اميری که به گفته هيلاری کلينتون وزير خارجه دولت آمريکا ميهمان آمريکا بوده است و بنا بر خواست خودش به آمريکا رفته و از آمريکا هم خارج شده.چهارماه پس از بازگشت پر سرو صدايش به ايران طبق گفته خانواده‌اش: «ابتدا مقام‌های قضايی او را در يک خانه امنی در شرق تهران نگهداری می‌نمودند که دو بار نيز اجازه يافته بودند در آن مدت در آخر هفته با وی در يک مجتمع تفريحی فرهنگی به نام «طلاييه» ديدار داشته باشند.»

آن زمان به خانواده اميری گفته شده بود که: «هدف از اين نگهداری حفاظت از جان شهرام اميری در برابر خطراتی است که نيروهای امنيتی احساس نموده‌اند جان وی را تهديد می‌نمايد». اما اين ملاقات‌ها پس از گذشت يک ماه ديگر متوقف شده و بعد‌ها آن‌ها متوجه شدند که وی در زندان حشمتيه تهران و در سلول انفرادی نگهداری و زير بازجويی می‌باشد.

اميری در خلال مدت بازداشت و بازجويی‌اش مورد شکنجه‌های روحی و جسمی قرار داشته و که به واسطه اين سوء رفتار‌ها يک‌بار نيز به مدت يک هفته در بيمارستان ۵۰۴ ارتش در تهران بستری بوده است.

سايت «ايران بريفينگ» که بيشتر اخبار مربوط به سپاه پاسداران را منتشر می‌نمايد برای اولين بار در دی ماه ۱۳۸۹اعلام کرد که شهرام اميری بازداشت و تحت بازجويی می‌باشد، خبری که به سرعت منتشر و مورد توجه محافل خبری قرار گرفت.

طبق عادت مرسوم مقامات جمهوری اسلامی ابتدا خبر فوق تکذيب و بعد‌ها سخنگوی قوه قضائيه اعلام کرده بود اين خبر را نه تائيد و نه تکذيب می‌کند اما چندی بعد سعيد جليلی دبير شورای عالی امنيت ملی کشور در مصاحبه با اشپيگل آن‌را تائيد نمود و عنوان کرد که: «او در جريان يک سفر خارجی ربوده شده و يک سال را خارج از مرزهای ايران گذرانده بعد او برگشت و حالا ما داريم از او تحقيق می‌کنيم که چه اتفاقی برايش افتاده است»

اين تحقيق اکنون بيست ماه به طول انجاميده است و حالا خبر می‌رسد که وی به ده سال زندان و پنج سال تبعيد محکوم شده است.

خبرنگار صبح امروز در تماس با دفتر شعبه هفت دادسرای نظامی تهران ضمن آنکه موفق به تائيد خبر نشده بلکه تهديد به رهگيری و بازداشت شد اما نهايتاً توانست با گفتگو با يکی از بستگان درجه يک شهرام اميری خبر فوق را تائيد کند.

وی در جواب اين سوال که وضعيت وی در زندان چگونه است گفت: «از عيد امسال ملاقاتش آزاد شده و هر هفته می‌شود به ملاقاتش رفت و يک روز در ميان هم به مدت پنج دقيقه اجازه تماس تلفنی دارد، قرار بود قاضی پرونده برای عيد امسال به وی پنج روز مرخصی بدهد که بعد‌ها اعلام شد مورد موافقت قرار نگرفته اما روز سال تحويل به همراه يک مأمور وی موفق شد در کنار خانواده‌اش باشد.»

اين عضو خانواده شهرام اميری در پايان اضافه نمود که: «شهرام با پای خودش و با رضايت خودش به ايران برگشته است ماهم هنوز نمی‌دانيم او خودش به آمريکا رفته و يا دزديده شده است اما اين را همه می‌دانيم که با پای خودش به ايران برگشته و آن گونه هم مورد استقبال قرار گرفت و لقب قهرمان ملی هم به او دادند توقع ما از مسئولان اين نبود که با خوابيدن سرو صدا‌ها به سراغش بيايند و بازداشتش کنند، ما هنوز هم نمی‌دانيم به فرزندان خردسالش چه جواب قانع کننده‌ای بدهيم وقتی می‌پرسند چرا بابا خانه نيست؟»

ایران به جای مذاکره اتمی خواستار بررسی مسائل بحرین و سوریه شده بود

نوشته‌شده در

یک دیپلمات فرانسوی با اشاره به مذاکرات اخیر ایران و گروه ۱+۵ در بغداد گفت، طرف ایرانی خواستار پرداختن به نقش خود در مسائل بحرین و سوریه شد اما با مخالفت طرف مقابل مواجه شد.

پیش از این منابع خبری غربی اعلام کرده بودند که در بسته پیشنهادی ایران برای مذاکره مواردی وجود دارد که ربطی به پرونده هسته ای ندارد و دیپلمات های گروه ۱+۵ معتقدند، ایران به منظور وقت کشی درحال تلاش برای ورود به سلسله مذاکرات طولانی و چندشاخه است.

همزمان یک دیپلمات فرانسوی که نخواست نامش فاش شود در حاشیه اجلاس بغداد به العربیه گفته است که نمایندگان ایران در مذاکرات بغداد، خواستار پرداختن به نقش جمهوری اسلامی در مسائل بحرین و سوریه بودند.

وی افزود: » اروپایی ها از اجرای تحریم واردات نفت از ایران در ژوئیه آینده کوتاه نخواهند آمد.

او گفت هیئت ایرانی تلاش کرد در مذاکرات چندین موضوع غیرمرتبط با برنامه اتمی را تحت عنوان » نقش منطقه ای ایران » مطرح کند و کشورهای غربی در واکنش به این اقدام از این کشور خواستند در مسائل مبارزه با دزدان دریایی ، قاچاق مواد مخدر و تروریسم همکاری کند.

دیپلمات فرانسوی افزود: ایرانی ها در این مذاکرات خواستار پرداختن به نقش خود در بحرین و سوریه شدند اما غربی ها با بررسی این دو پرونده مخالفت کردند و پس از آن ایرانی ها نیز بر خواسته خود اصرار نکردند.

فاجعه در زندان رجایی‌شهر کرج؛ هفت مرگ در هفت روز گذشته

نوشته‌شده در

سحام نیوز: اینجا زندان رجایی شهر، ندامتگاهی در همسایگی ام‌القرای جهان اسلام است. جایی که هر روز فاجعه تکرار می‌شود و مرگ به امری روزمره، جان به کالایی بی‌ارزش و انسان‌ها به بی‌حرمت‌ترین اشیاء ممکن تبدیل شده‌اند.

مسئولان مدعی کشور و انقلاب که این روزها به انتقام‌گیری از منتقدان دلسوز خود در زندان‌ها مشغول‌اند و همچنان به تقسیم غنائم کودتای انتخاباتی، پروژه‌های میلیاردی و پست‌های بادآورده می‌پردازند، البته لابد بی‌خبرند از فجایعی که در این نزدیک‌ترین زندان بزرگ به تهران هر روزه در حال وقوع است.

هفت مرگ در هفت روز گذشته. این آخرین آمار کسری زندانیانی است که حکومت وعده داده بود زندان را برای آنها به دانشگاه تبدیل کند. این در حالی است که آمار تلفات زندان رجایی شهر در گذشته به طور متوسط ماهی ۱۰ الی ۱۵ نفر بود.

این زندانیان پیش از آنکه مانند منصور رادپور، زندانی امنیتی، قربانی بی‌اعتنایی و نارسایی پزشکی شوند و یا همچون برخی دیگر از فرط مصرف مواد مخدر و یا شیوع بیماری بمیرند؛ قربانی بدکرداری مسئولانی هستند که مدعی مدیریت جهان شده‌اند و از اداره یک زندان بازمانده‌اند.

کلمه در گزارشی در هفته پرده، به توصیف شرایط و فاجعه‌بار زندان رجایی‌شهر کرج پرداخته و واقعیت‌های دردناکی از شرایط فعلی این زندان برای زندانیان عادی و سیاسی را شرح داده است.

در این گزارش به شیوع گسترده مواد مخدر و مرگ هر روزه زندانیان، عادی شدن ضرب و شتم زندانیان سیاسی به بهانه‌های مختلف، مرگ یک زندانی امنیتی در روزهای گذشته در این زندان بر اثر عدم رسیدگی پزشکی، محدودیت شدید زندانیان سیاسی در استفاده از تماس تلفنی و هواخوری، محرومیت مطلق برخی زندانیان از ملاقات، تونل ۸۰۰ متری زیر زمینی قبل از سالن ملاقات و موارد تکان‌دهنده‌ی دیگر اشاره شده است.

پرده اول، زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر کرج

زندان رجایی شهر کرج، با هفت اندرزگاه در نزدیکی شهری بزرگ اطراف پایتخت، یکی از دشوارترین زندان های کشور است برای زندانیان سیاسی. به خصوص زندانیانی که نزدیک دو سال است به آنجا تبعید شده و خانواده هایشان در سختی های مضاعف بر رنجی که بر آن ها تحمیل شده صبوری و مقاومت می کنند.

خانواده‌های زندانیان سیاسی زندان رجایی‌شهر، پاییز سال قبل از اعمال محدودیت‌های جدید برای این زندانیان خبر داده بودند. این محدودیت‌ها در پی تغییر رییس زندان رجایی‌شهر هر روز برای زندانیان سیاسی این زندان ابعاد گسترده‌تری می‌یابد، تا جایی که خانواده‌ها می‌گویند این روزها ضرب و شتم زندانیان سیاسی در زندان رجایی‌شهر متداول شده و نگهبانان و مسئولان زندان، زندانیان و به ویژه زندانیان سیاسی را به هر بهانه‌ای مورد آزار و اذیت قرار می‌دهند.

پرده دوم، بحران در زندان رجایی شهر کرج

بر اساس این گزارش تعداد افرادی که در این زندان قرص مصرف می کنند تقریبا ۳/۴ (سه چهارم) افرادی است که در آن نگهداری می شوند؛ قرص هایی شامل قرص اعصاب و آرامبخش های سنگین. به طور مثال در سالنی که زندانیان سیاسی هستند، به عنوان کم ترین آمار تعداد مصرف کننده، بیش از ۲۵ نفر از حدود ۵۵ نفر به مصرف قرص روی آورده اند.

در بقیه بندهای این زندان نیز توجه به مثالی حاشیه ای اما مهم و موثق می تواند عمق فاجعه و اوج بحران را نشان دهد: قرصی که بیرون از زندان دانه ای ۳۰ تومان یا ۴۰ تومان خریداری می شود در زندان دانه ای ۲۰۰۰ تومان خرید و فروش می شود و این اختلاف عجیب قیمت از عدم تعادل عرضه و تقاضا در این زندان خبر می دهد.

پرده سوم، محرومیت از ملاقات و امکان تماس، مرحله ی آغاز بحران

طی چند سال گذشته بارها گزارش شد که زندانیان سیاسی ملاقات های منظم ندارند. اولین معضل ملاقات ها این است که خانواده ها دو هفته یک بار می توانند به ملاقات زندانیان خود بروند و در این شرایط کافی است یکی از این روزها با ایام تعطیل مصادف شود تا با توجه به قطعی تلفن ها، یک ماه بی خبری و بی ملاقاتی به عاملی تازه برای آزار چندباره ی زندانیان و خانواده هایشان تبدیل شود.

روزی دو ساعت هوا خوری به شکل نوبتی با گروه بندی های درون زندان به سادگی دلیل بسیاری از بیماری های پوستی، عصبی، استخوان و مفصل و … که به بیماری های زندانیان مشهور است را روشن می کند.

در بند ۱۲ هر روز ۳۷ الی ۳۸ نفر روزی ۲ ساعت اجازه دارند به هواخوری بروند. این در حالی است که به گفته ی زندانیان سیاسی هیچ گونه سرگرمی دیگری در این زندان وجود ندارد، به جز مواد مخدر که فراوان است و معلوم نیست چرا مسئولان از ترویج مصرف آن استقبال می کنند.

پرده چهارم، امکان کار کردن در زندان رجایی شهر

در زندان ها معمولا کارخانه ها یا کارگاه هایی وجود دارد که زندانیان می توانند روزی ۵ الی۶ ساعت در آنجا مشغول کار شوند، زندان رجایی شهر نیز از این قاعده مستثنی نیست و زندانیان می توانند کار کنند و هم سرگرم باشند و هم از حقوق هرچند اندکِ روزی ۳ یا ۴ هزار تومان بهره مند شوند.

بر اساس این گزارش، زندانیان سیاسی از همین امکان تغییر فضا و روحیه نیز محروم هستند و بدون هیچ دلیل و توجیه قانونی، اجازه ی کار از آن ها سلب شده که همین موضوع به تخریب روحیه و پژمردگی این زندانیان دامن می زند.

پرده پنچم، صبر و استقامت، زندانیان سبز زندان رجایی شهر ایستاده اند

زندانیان سبز این زندان اما در این شرایط بغرنج و نا مساعد با توجه به اهداف و آرمان های خود و البته حضور دوستان و همراهان در کنار خانواده هایشان به لحاظ روحی شرایط بهتری دارند.

زندانیانی سبز که هر بار در روزهای ملاقات از خانواده های خود می شنوند که دوستان و فعالان و مردم تنهایشان نگذاشته اند و مناسبت های مختلف بهانه ی حضورشان در کنار آن هاست، روحیه بیشتری گرفته و محکمتر بر باورهای خود می ایستند.

بر اساس این گزارش، اما بسیاری از زندانیان این زندان در شرایط بسیار تلخی دوران حبس خود را طی می کنند و به معنای واقعی کلمه در حال پوسیدن هستند. به طور مثال بعضی از این زندانیان سیاسی «بی ملاقاتی» نامیده می شوند.

در سالن ۱۲، از ۵۵ زندانی سیاسی ۲۵ نفر اصلا ملاقات ندارند. خانواده های این زندانیان که ساکن کردستان و خوزستان و اصفهان و … هستند، اساسا امکان آمد و رفت به تهران را ندارند. یک تلفن تنها وسیله ی ارتباطی آنان بود که آن هم از یک سال و نیم پیش قطع است. از این تعداد ۱۲ نفر معتاد به شیشه شده اند.

پرده ی ششم، مرگ یک زندانی امنیتی

منصور رادپور زندانی سیاسی بند ویژه امنیتی زندان رجایی شهر کرج روز دوشنبه درگذشت.

منصور رادپور که به علت شکنجه‌های فیزیکی طولانی مدت از ناراحتی‌های جسمی متعددی از جمله ناراحتی ریوی و خونریزی معده رنج می‌برد، بیست و هفتم اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۶ در جاده چالوس توسط مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و پس از یک ماه نگهداری و شکنجه در خانه‌های امن وزارت اطلاعات به سالن ده بند چهار زندان گوهردشت و سپس بند سپاه و نهایتا به بند ویژه امنیتی این زندان منتقل شد.

مرحوم رادپور طی دو حکم جداگانه در شعب ۱ و ٨ دادگاه انقلاب اسلامی کرج، به اتهامات «اقدام علیه امنیت ملی» و «همکاری با سازمان مجاهدین خلق» مجموعا به هشت سال زندان محکوم شده بود.

به گزارش کلمه، مرحوم منصور رادپور تا قبل از اینکه به سالن ۱۲ منتقل شود انسان شاداب و با روحیه ای بود، اما در این بند به اعتیاد روی آورد. درهای بسته، اتاق های دو متر در دو متر و هواخوری های کوتاه و مقطعی افسردگی را در این سالن رایج کرده که برخی هم به مصرف مواد مخدر یا قرص های آرام بخش روی آورده اند.

منصور رادپور روزانه ۱۰ الی ۲۰ تا از قرص های آرام بخش تجویز شده توسط پزشک زندان را مصرف می کرد که همان ها بیشتر روحیه اش را تضعیف کرده بودند و نتیجه اش هم چیزی جز سکته مغزی نبود.

شرایط در پنج سال اخیر، هر روز بر او سخت تر می شد، مدیریت قدیم زندان به او هم اجازه ملاقات با همسر و خانواده اش را داده بود و هم اجازه ی تماس تلفنی. اما تا قبل از مرگ، بیش از یک سال بود که ملاقات وی با همسرش به طور کامل قطع شده بود.

پنج سال پیش، یعنی در روزهای ابتدایی بازداشت و بازجویی، وزارت اطلاعات همسرش را مجبور می کند که از وی جدا شود و همین بهانه ای شده بود که ملاقات های وی از مرحوم رادپور قطع شود. از طرفی پسر و دختر وی به دلیل اینکه کوچک بودند نمی توانستند یک هفته در میان به تنهایی به ملاقات بیایند.

گذشته از مسیر و دوری راه که برای کودکان به تنهایی آمدن غیر ممکن بود، شرایط خاص ملاقات و زندان نیز امکان آمدن این کودکان را به تنهایی، غیر ممکن می کرد. چرا که از در ورودی تا سالن ملاقات، فقط ۸۰۰ متر زیر زمین است که باید به تنهایی طی شود.

به گزارش خبرنگار کلمه، در یک هفته اخیر ۳ مرتبه حال منصور رادپور بد شده بود و بیمارستان و بهداری زندان باز هم صرفا به تجویز مسکن و ارام بخش و قرص ضد حساسیت اکتفا کرده و گفته بودند که چیز خاصی نیست.

در نهایت روز دوشنبه ساعت ۸ شب منصور رادپور در حالی که صورت، گردن و پاهایش سیاه شده بود درگذشت. وی در تمام مدت از بیماری هایی همچون نوسان فشار خون، نارسایی کلیه و ناراحتی شدید قلبی رنج می برد و مسئولین زندان حاضر به رسیدگی پزشکی در مورد وی نبودند. پزشکان زندان در معاینات اولیه جسد، تشخیص دادند که وی بر اثر سکته مغزی درگذشته است. گفته شده هنگامی که جسد منصور رادپور به بهداری زندان منتقل میشود صورت، گردن و پاهای وی کاملا سیاه شده بود.

بر اساس این گزارش، وی در ابتدا به ۳ سال حبس محکوم شد که پس از آن و به دلیل اینکه با یک تلفن خبری را از درون زندان به یکی از سایتها مخابره کرده بود، به ۵ سال حبس دیگر نیز محکوم شد.

وی در این مدت با توجه به شرایط خانوادگی و جسمی اش چند بار توبه نامه نوشت و اظهار ندامت کرد و درخواست کرد اجازه دهند نزد همسر و فرزندانش برود، اما فقط و فقط به دلیل آن تلفن اجازه مرخصی از وی سلب شد.

پرده هفتم، اینجا زندان رجایی شهر، جان انسان بی ارزشترین هاست

طی یک هفته ی گذشته ۷ زندانی در زندان رجایی شهر کرج جان خود را از دست داده اند. سه تن از این هفت نفر در اثر سکته جان باختند و یک نفر از این تعداد زندانی سیاسی بوده است.

در حالی درگذشت هفت زندانی در زندان رجایی شهر تایید می شود که پیش از این نیز در گزارش ها آمده بود به طور متوسط ماهی ۱۰ الی ۱۵ نفر در زندان رجایی شهر جان خود را از گروه های مختلف و به دلایل مختلف از دست می دهند.

جلوی دوربین به من خانه دادند چهار روز بعد پس گرفتند

نوشته‌شده در

BBC: فردی که در جریان سفر محمود احمدی نژاد به مشهد یک واحد مسکونی به عنوان مسکن مهر گرفته بود، می گوید که پس از چهار روز، خانه را از او پس گرفته اند.

خبرگزاری مهر گزارش داده است که جهانبخش جهانی کارگر ساختمانی به دفتر این خبرگزاری در مشهد مراجعه کرده و گفته که در زمان افتتاح واحدهای مسکونی توسط آقای احمدی نژاد وسایلم را به این منزل منتقل کردم.

آقای جهانی گفته که در زمان افتتاح واحدهای مسکونی شبکه سوم تلویزیون ایران با او و همسرش در باره مزایای مسکن مهر مصاحبه کرده اند و این مصاحبه پخش شده ولی چهار روز بعد گفتند که «باید خانه را تخلیه کنیم.»

آقای جهانی می گوید که تمام مراحل دریافت واحد مسکونی را طی کرده بودم و حالا «چرا باید با من این گونه برخورد شود.»

مسکن مهر یکی از طرحهای دولت محمود احمدی نژاد است که بعد از بحران بازار مسکن و با هدف خانه دار کردن افراد کم درآمد و با توزیع زمین رایگان و اختصاص وام شروع شد.

آمارهای رسمی از افزایش ساخت و ساز مسکن حکایت دارد و محمود احمدی نژاد معتقد است که با این شیوه، تا یک سال دیگر مشکل مسکن در ایران ریشه کن می شود.

اما کارشناسان می گویند که واگذاری زمین رایگان از سوی دولت عملا بخش خصوصی را از حوزه ساخت مسکن خارج کرده است و دولت با فشار، بانکها را واداشته که بخش زیادی از نقدینگی خود را به مسکن مهر اختصاص دهند و همین امر موجب افزایش شدید نقدینگی شده و این نقدینگی به بازارهای دیگری چون طلا و ارز منتقل شده است است.

بخشی از التهاب موجود در بازار ارز و طلا ناشی از همین نقدینگی سرگردان است.

تجمع لباس شخصی‌ها ( انصار حزب‌الله ) مقابل خانه سینما

نوشته‌شده در

سحام نیوز: گروهی از لباس شخصی‌ها با تجمع مقابل ساختمان «خانه سینما» نسبت به ادامه فعالیت این نهاد سینمایی هشدار داده و از قوه قضائیه به خاطر نقض حکم انحلال «خانه سینما» انتقاد کردند.
دیوان عدالت اداری روز گذشته (سه‌شنبه دوم خرداد) اعلام کرد تصمیم وزارت ارشاد مبنی بر انحلال «خانه سینما» را نقض کرده است که این خبر با واکنش مقام‌های ارشاد مواجه شده است.
به گزارش خبرگزاری دانشجو٬ روز چهارشنبه (سوم خرداد) گروهی از افرادی که خود را «دانشجو» می‌نامیدند با تجمع مقابل «خانه سینما» اقدام به مخدوش کردن تابلوی این نهاد سینمایی کردند.
سهیل کریمی از اعضای سابق انصار حزب‌الله که هدایت این تجمع را بر عهده داشت در سخنانی به مقام‌های قوه قضائیه و وزارت ارشاد نسبت به آغاز به کار «خانه سینما» هشدار داده است.
آقای کریمی گفته که «اگر دیوان عدالت اداری و قوه قضائیه این کار را ادامه دهند و بخواهند به این خانه به ظاهر سینما اجازه فعالیت دهند تجمعات خود را مقابل آن‌ها هم ادامه می‌دهیم.»
این عضو سابق انصار حزب‌الله همچنین اظهار کرده است: «ما به وزیر ارشاد هم هشدار می‌دهیم که اگر خود ایشان هم کوتاه بیاید بچه حزب‌اللهی‌ها کوتاه نخواهند آمد و حتی مقابل وزارت ارشاد هم تجمع می‌کنیم.»
«خانه سینما» که سال گذشته از سوی وزارت ارشاد منحل شده به یکی از موارد اختلاف قوه قضائیه و قوه مجریه تبدیل شده است.
محافظه‌کاران و جریان حزب‌الله از انحلال این نهاد سینمایی حمایت کرده و در ماه‌های اخیر حملات گسترده‌ای علیه سینماگران کرده‌اند

شیرین‌کاری تازه جمهوری اسلامی و حیرت متخصصان فوتوشاپ و دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی دنیا!

نوشته‌شده در
در ویدیوی منتشر شده از سوی تلویزیون ج.ا از لحظاتی قبل از اعدام جمال فشی، متهم به ترور دکتر مسعود علی‌محمدی، تصویری از پاسپورتی نشان داده می‌شود که ادعا می‌شود پاسپورت اسرائیلی متعلق به جمال فشی می‌باشد. طبق اظهارات جمهوری اسلامی، جمال فشی هنگام اعدام 24 سال سن داشت. در تصویر، صدور پاسپورت تاریخ سال 17/11/2003 را نشان می‌دهد. یعنی 9 سال پیش!. درست زمانی که جمال فشی می‌بایست 15 ساله باشد! اینکه بر چه اساس و قانونی برای یک فرد 15 ساله پاسپورت صادر می‌شود سوالی است که بی‌جواب مانده و دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی می‌بایست پاسخی برای آن داشته باشد!
تصویر پاسپورت جعلی صادر شده برای جمال فشی
نکته بعدی در این تصویر، عکس خود جمال فشی است که متفاوت با هر عکس مخصوص پاسپورت می‌باشد. یعنی عدم چهره تمام رخ و چشم‌های رو به دوربین!
نکته بسیار ناشیانه‌تر این جعل پاسپورت و مدرک‌سازی برای اعدام وی، استفاده از یک کپی پاسپورت اسرائیلی با مشخصات و تصویر فرد اسرائیلی است! همانطور که در تصویر کپی پاسپورت اصلی و جعلی می‌بینید، تاریخ صدور، تاریخ تولد و سایر شناسه‌های امنیتی فتوکپی پاسپورت اصل، با پاسپورت جعل شده برای جمال فشی یکی است و تنها تفاوت آنها تغییر عکس و همینطور محو کردن برخی فیلدهای مخصوص می‌باشد.
لازم به توضیح است که تصویر فتوکپی اصل در این سایت منتشر شده است!
تصویر استفاده شده برای جعل پاسپورت برای جمال فشی

پروانه کاظمی بانوی ایرانی موفق به فتح قله اورست شد

نوشته‌شده در

پروانه کاظمی` بانوی هیمالیا نورد تهرانی پس از ۵۲ روز موفق به فتح قله اورست شد. به گزارش آریا، پروانه کاظمی که هشتم فروردین ماه برای صعود به اورست راهی نپال شده بود، موفق به فتح قله ۸۸۴۸ متری اورست شد. کاظمی پیش از این نیز به عنوان اولین بانوی ایرانی به قله هشت هزار متری ماناسلو صعود کرده بود. پروانه کاظمی از اعضای باشگاه کوهنوردی `اسپیلت` محسوب می شود. این بانوی کوهنورد کشورمان انفرادی و با هزینه شخصی برای صعود به اورست اقدام کرد. او موفق شد به عنوان سومین زن ایرانی و اولین بانوی هیمالیا نورد ایرانی که به طور مستقل اقدام به این صعود کرده است ، به بام جهان دست یابد.

اوایل ماه گذشته میلادی نیز «تامائه واتانابه» کوهنورد ۷۳ ساله ژاپنی عنوان مسن ترین زنی را گرفت که توانسته است قله اورست را فتح کند.

نام فرماندهان دخالت کننده سپاه در انتخابات مجلس نهم را افشا خواهم کرد

نوشته‌شده در

علی مطهری٬ نماینده مجلس هشدار داد چنانچه برخی فرماندهان سپاه بخواهند به روش خود مبنی بر دخالت در انتخابات ادامه دهند٬ نام آنها را فاش خواهد کرد.

به گزارش روز سه‌شنبه (دوم خرداد) خبرگزاری ایسنا٬ آقای مطهری با دفاع از اظهارات دو روز پیش خود تاکید کرده که «سپاه در انتخابات مجلس از برخی از کاندیدای مورد نظر خود حمایت کرد و تمام قد وارد شد.»

این نماینده مجلس اظهار کرده است: «بسیاری از فرماندهان سپاه نیز حرف من را قبول دارند برخی از افراد در سپاه هستند که این کار {دخالت در انتخابات} را کردند.»

وی همچنین هشدار داده است: «نظرم به همه فرماندهان سپاه نبود تنها برخی از آنها که اگر اصرار کنند و به این روششان ادامه دهند اسم آنها را خواهم آورد.»

مطهری ادامه داده که «اطلاع دقیق دارم که برخی مقامات عالی رتبه نیز از این رفتار سپاه در انتخابات اخیر راضی نبوده‌اند.»

اظهارات دو روز پیش علی مطهری درباره دخالت سپاه در انتخابات نهم مجلس جنجال‌های فراوانی به راه انداخته است به طوری که این انتقاد‌ها امروز نیز صحن علنی مجلس مطرح شد.

علی لاریجانی٬ رئیس مجلس نیز بدون آنکه اظهارات مطهری را رد کند٬ گفته که «ادبیات مطالب اگر انتقادی است با متانت بیان شود تا تاثیر آن، به اندازه باشد.»

الیاس نادران٬ محمدحسن ابوترابی‌فرد٬ حمید رسایی و محمود احمدی‌بیغش چهار نماینده محافظه‌کاری هستند که در صحن علنی مجلس از انتقاد‌های مطهری به سپاه پاسداران خشمگین شده و خواستار برخورد قضائی با وی شده‌اند.

آن‌طور که خبرگزاری مهر گزارش کرده است گروهی از نیرو‌های بسیج دانشجویی نیز قصد داشتند با تجمع مقابل ساختمان مجلس به اظهارات مطهری اعتراض کنند که پلیس مانع از برگزاری این تجمع شد.

مصطفی کواکبیان دیگر نماینده مجلس نیز با تائید تلویحی اظهارات مطهری گفته است اسنادی از دخالت سپاه در حوزه انتخابیه خود دارد که در صورت لزوم ارائه خواهد کرد.

کواکبیان افزوده که «بسیار خوشحالم که مسئولان سپاه هر گونه دخالت را تذکیب کرده‌اند، البته پیشنهاد می‌کنم اگر خواستند به این موضوع رسیدگی کنند، هیئتی را برای این موضوع تعیین کنند.»

سنای آمریکا تحریم‌های بیشتری را علیه جمهوری اسلامی تصویب کرد

نوشته‌شده در

به گزارش راديو فردا تنها دو روز مانده به مذاکرات بغداد درباره مسئله اتمی ایران، مجلس سنای ایالات متحده روز دوشنبه، اول خردادماه، بسته تازه‌ای از تحریم‌های اقتصادی را علیه جمهوری اسلامی تصویب کرد. سنای آمریکا پیشتر تصویب این بسته را به خواسته جمهوری‌خواهان عقب انداخته بود.

به گفته مارک کرک، سناتور جمهوری‌خواه و یکی از طراحان این بسته تحریمی، این تحریم‌های تازه که باز هم بخش نفت و انرژی در ایران را هدف می‌گیرد اخطاری دیگر است به رهبران ایران.

به گزارش خبرگزاری رویترز، تحریم‌های تازه‌ای که در سنای آمریکا تصویب شده است ادامه آن دسته از تحریم‌هایی است که در ماه دسامبر سال گذشته، ۲۰۱۱، با امضای باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا، قانونی شد.

به موجب این تحریم‌ها که حتی مقامات تهران نیز به گزندگی آنها اذعان کرده‌اند کمپانی‌ها و شرکت‌های خارجی باید میان معامله با ایران و حضور در بازار ایالات متحده یکی را انتخاب کنند و معامله با ایران مجازات‌هایی را از سوی آمریکا برای آنان در پی خواهد داشت.

آمریکا و متحدانش ظن آن را دارند که فعالیت‌های اتمی ایران با هدف رسیدن به تسلیحات اتمی ادامه می‌یابد و با وضع تحریم‌های گسترده در تلاش‌اند تهران را وادار به توقف غنی‌سازی اورانیوم کنند.

بر اساس این بسته تحریمی تازه، کمپانی‌های خارجی از معامله با شرکت ملی نفت ایران و شرکت ملی نفتکش ایران منع شده‌اند.

خبرگزاری رویترز هدف از تصویب این تحریم‌های تازه را «رفع گیرهای قانونی بالقوه‌ای» عنوان کرده است که هنوز به تهران این امکان را می‌دهد بخشی از نفت خود را در بازارهای جهانی به فروش برساند.

سناتورهای جمهوری‌خواه در آمریکا روز پنج‌شنبه، ۲۸ اردیبهشت، مانع رای‌گیری در مورد طرح تحریم‌های تازه علیه ایران در سنای آمریکا شدند، به این دلیل که می‌گفتند به زمان بیشتری برای مطالعه این طرح نیاز دارند.

برخی از این سناتورهای جمهوری‌خواه خواهان آن بودند که طرحی تصویب شود که در عین شدت و حدت در آن به استفاده گزینه نظامی برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای نیز اشاره شود.

با این حال به نظر می‌رسد که این سناتورها به هدف خود نرسیده‌اند، چرا که به گفته رویترز به نقل از سخنگوی سناتور رند پال، در بسته تحریمی تازه به استفاده از زور علیه ایران اشاره نشده است.

تحریم‌های تازه درست در روزی علیه جمهوری اسلامی به تصویب رسید که مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در تهران و در کنار مقامات ایرانی از «پیشرفت خوب» در مذاکرات حرف زد.

ایران و کشورهای موسوم به پنج علاوه به یک متشکل از پنج عضو دائمی شورای امنیت سازمان ملل به علاوه آلمان قرار است این هفته دور دوم مذاکرات خود را در بغداد برگزار کنند. دور اول گفت‌وگوها در استانبول انجام شد و هر دو طرف از آن ابراز رضایت کردند.

دیوان عدالت اداری حکم انحلال خانه سینما را نقض کرد

نوشته‌شده در

مردمک :دیوان عدالت اداری امروز دوم خردادماه اعلام کرد که انحلال خانه سینما از سوی شعبه رسیدگی‌کننده به این پرونده نقض شده است.

محمدجعفر منتظری، رئیس دیوان عدالت اداری گفت که شعبه رسیدگی‌كننده به این پرونده، یکی از موازین قانونی را لحاظ نکرده و به همین حکم انحلال خانه سینما نقض، و برای تصمیم‌گیری مجدد به وزارت ارشاد برگردانده شده است.

اما وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بلافاصله به این خبر واکنش نشان داد و گفت که ایراد مطرح شده تنها «یک ایراد شکلی» بوده است.

محمد حسینی به خبرگزاری دانشجویان ایران گفت که هیئت رسیدگی بر مراكز فرهنگی، موسسات، تشكل‌ها و انجمن‌های فرهنگی در خود وزارت ارشاد پیگیر این موضوع است.

او گفت: البته باید این دوستان دقت بیشتری می‌كردند، اما به هر حال اشكالات گرفته شده بیشتر شكلی و دنبال آن هستیم كه مراحل قانونی انجام شود.

در مقابل مدیر حوزه ریاست دیوان عدالت اداری به خبرگزاری فارس گفته که خانه سینما قبل از انحلال هر وضعیتی که داشته است الان هم به همان وضعیت برمی‌گردد.

به گفته علی‌اکبر بختیاری رأی ابطال نامه هیئت نظارت وزارت ارشاد به معنای این است که همه چیز به وضعیت قبل برمی‌گردد.

همچنین دبیر هیئت رسیدگی به امور مراکز فرهنگی اعلام کرد که صدور دستور انحلال خانه سینما تا اعلام قطعی نظر هیئت رسیدگی به امور مراکز فرهنگی هنری به قوت خود باقی است.

از طرف دیگر، هیئت مديره خانه سینما با انتشار متنی آغاز فعالیت دوباره خانه سینما را اعلام کرده است.

در این متن که در خبرگزاری‌های ایران منتشر شده، آمده است که «خانه سینما فعالیت‌های رسمی خود را از روز سوم خرداد، سالروز آزادی خرمشهر عزیز، که نماز عشق و ایثار و آزادی است از سر می‌گیرد.»

۱۳ دی‌ماه سال گذشته هیئت رسیدگی به امور مراکز فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، دستور انحلال خانه سینما را صادر کرد.

در متنی که با عنوان «دستور انحلال» به تشکل صنفی خانه سینما ارسال شد‌، آمده بود: با توجه به تمام بررسی‌های «معموله» و «مداقه» در اسناد و مدارک مربوط به مراحل ایجاد تشکل «موسوم به خانه سینما»، به این وسیله اعلام می‌شود که این تشکل ضمن عدم رعایت تشریفات قانونی مربوط به تاسیس موسسات فرهنگی و هنری، اقدامات غیرقانونی نیز انجام داده که استمرار فعالیت آن «فاقد وجاهت قانونی» است.

انحلال خانه سینما با واکنش شدید سینماگران روبه‌رو شد. صنف‌های مختلف سینمایی از جمله انجمن‌های بازیگران، آهنگسازان، کانون کارگردانان و انجمن فیلمبرداران در نامه‌ای نارضایتی خود را از انحلال خانه سینما اعلام کرده و نوشتند که ما خانه سینمای ایران را خانه قانونی خود می‌دانند.

۹ کارگردان مشهور سینمای ایران نیز با صدور بیانیه‌ای از تصمیم وزارت فرهنگ و ارشاد جمهوری اسلامی ایران نسبت به انحلال خانه سینما انتقاد کردند.

امضا‌ءکنندگان این بیانیه از وزیر ارشاد سوال کردند چگونه انحلال خانه سینما را به مسایل امنیتی مرتبط کرده در حالی که این مکان مامن اهالی سینما بوده است.

عزت‌الله انتظامی، بازیگر مشهور سینمای ایران، نیز در نامه‌ای سرگشاده به وزیر ارشاد گفت: اگر با مدیران خانه سینما اختلاف نظر دارید، اگر به عملکرد مدیری ایراد دارید و بدبختانه تعامل نمی‌شود، چرا خانه ما را ویران می‌کنید؟

رخشان بنی‌اعتماد، کمال تبریزی، احمدرضا درویش و مجید مجیدی نیز از جمله دیگر کارگردان‌هایی بودند که در روزهای اخیر به انتقاد از تصمیم وزارت ارشاد پرداخته‌اند.

اما محمد حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در برنامه گفت‌وگوی ویژه خبری شبکه دو تلویزیون ایران گفت که دلیل انحلال این تشکل صرفا حقوقی نیست و در دو جشن اخیر خانه سینما اتفاقاتی رخ داده که مورد سوال افراد متعهد و متدین جامعه قرار گرفته است و نشان میدهد این جشنها نه یک فعالیت صنفی بلکه سیاسی هستند.

در جشن سال گذشته خانه سینما برخی از سینماگران با دستبند و روسری سبز روی صحنه حاضر شدند و اصغر فرهادی کارگردان فیلم «جدایی نادر از سیمین» در این جشن آرزو کرده بود گلشیفته فراهانی و محسن مخملباف به کشور برگردند و جعفر پناهی بتواند فیلم بسازد.

این سخنان همان وقت با انتقاد و واکنش منفی وزیر ارشاد دولت ایران مواجه شده بود.‌

پیش از اعلام انحلال خانه سینما، وزارت ارشاد در محاکم قضایی از این نهاد صنفی شکایت کرده بود، اما پس از انحلال از خانه سینما، وزارت ارشاد شکایت خود را پس گرفت.

نقش پررنگ علاء الدین بروجردی در اختلاس میلیاردی؛ در پی اعترافات معاون وزارت صنایع

نوشته‌شده در

سحام نیوز: یک مقام مسوول در وزارت صنایع با بیان اینکه برای دادن مجوز شهرک صنعتی به گروه آریا تحت فشار سیاسی بودم گفت: در کیفرخواست آمده است من به دریافت ۹۰۰ میلیون تومان رشوه اقرار کرده ام که این موضوع را به طور کل تکذیب می کنم.
به گزارش مهر، در ادامه یازدهمین جلسه رسیدگی به پرونده فساد مالی، قاضی دادگاه پس از حضور آقای خ. الف، در جایگاه خطاب به وی گفت: برای من سخت است به معاون وزیر که امین دولت است تفهیم اتهام کنم اما این وظیفه ماست.

سپس متهم در دفاع از خود گفت: اتهاماتم را قبول ندارم. لحظه ای در خدمت رسانی تعلل نکردم. سوابق من در دوره های خدمت را مورد ارزیابی قرار دهید. در شهرک های صنعتی ۱۸۰۰ هکتار زمین را از دلالان پس گرفتم. صدها شرکت صوری که از پتروشیمی مواد اولیه را می گرفتند به اطلاعات معرفی کرده و با کمک سربازان گمنام امام زمان با آنها برخورد کردیم. درباره همکاری بنده با مه آفرید و شرکت ایمیدرو باید بگویم که من از تاریخ اول شهریور سال ۹۰ به عنوان مدیر ایمیدرو انتخاب شدم که این ۲۰ روز پس از دستگیری مه آفرید بود. در طول فعالیتم با فساد و تبانی مقابله کردم. برای نمونه قصد داشتند یک معدن را به ارزش ۴٫۵ میلیارد دلار به بزرگترین بدهکار بانکی بدهند که من با آن مخالفت کردم. این مخالفت باعث شد تهدید به عزل شوم. ۵ سال دستگاه های مسئول به دنبال قیمت گذاری معادن بودند که من ۵ ماه پس از آغاز فعالیتم قضیه را حل کردم.

وی افزود: با تلاش های من برای نخستین بار سنگ آهن خام به بورس رفت. مواد اولیه خام را به خارج از کشور صادر می کردند و صنایع پایین دست مجبور به واردات آن بودند من جلوی صادرات را گرفتم و تا الان کوچکترین خیانتی به اهداف نظام جمهوری اسلامی ایران نکردم. در کیفرخواست آمده است من به دریافت ۹۰۰ میلیون تومان رشوه اقرار کرده ام که این موضوع را به طور کل تکذیب می کنم. برای دریافت این وجه یک سری اتفاقاتی افتاد که باید ابتدا به توضیح آن بپردازم.

مقام مسسول در وزارت صنایع و معادن ادامه داد: شرکت ایمیدرو و ستاد فولاد کشور دو شخصیت مستقل هستند. وزیر وقت صنایع برای حل برخی مشکلات موجود در فولاد اعضای ستاد فولاد کشور را تعیین کرد تا با میزان عرضه و تقاضا مشکلات در این حوزه را برطرف کند.

معاون معدنی وقت وزیر صنایع، مدیر عامل شرکت فولاد، دو کارشناس و رئیس ایمیدرو از اعضای این فساد هستند که در آنجا میزان سهمیه شمش فولاد تعیین می شود.

وی ادامه داد: تا قبل از یکم شهریور سال ۹۰ من در این ستاد هیچ نقشی نداشتم. موضوع افزایش سهم شمش گروه ملی توسط من درست نیست. اگر کسی ثابت کند تا یکم شهریور سال ۹۰ من در این فساد شرکت داشتم تمام اتهامات را قبول می کنم.

مدیرعامل شرکت ایمیدرو درباره تحویل زمین به گروه آریا برای راه اندازی شرکتهای صنعتی نیز گفت: از سال ۱۳۷۹ گروه آریا در شهرک های صنعتی شروع به گرفتن زمین کرده بودند و تا زمان دستگیری مه آفرید من نمی دانستم او با شرکت های مختلف اقدام به گرفتن زمین در شهرک های صنعتی می کند آنها حتی یک بارهم برای گرفتن زمین به من مراجعه نکردند. البته ۶ یا ۷ مورد زمین گرفتند که همه آنها در استانها بود.

خ . الف در ادامه دفاعیات خود درباره شهرک صنعتی سلیکون متان نیز گفت: گروه آریا در جلساتی که داشتیم اعلام کردند برای راه‌اندازی این شهرک در بروجرد نیاز به یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار اعتبار دارند در آن جلسه مسئولان وزارتخانه و بانکی حضور داشتند. به من نیز دستور داده شد ظرف ۱۰ روز مجوز شهرک صنعتی را صادر کنم.

قاضی: چه کسی به شما دستور داد؟

متهم: آقای ب که از نمایندگان مجلس است در تاریخ ۲۱ آذر سال ۸۹ به وزیر صنایع نامه نوشته بود و خواستار اجرای این موضوع شد. دفتر وزیر هم این موضوع را به من ارجاع داد. در حال دادن مجوز بودم که گفتند نیاز به استعلامات استان است. برای دادن این مجوز بر روی من فشار سیاسی زیادی بود اما با این وجود تا زمانیکه قانون اجرا نشد مجوزی را صادر نکردم. همه دستگاه های مسئول در استان با این مجوز موافقت کردند. اما یک دستگاه مجوز نداد که دستور دادم مجوز مشروط ۴ ماهه صادر شود. ۱۰ روز بعد از صدور مجوز گروه آریا نامه نوشته و درخواست بهره برداری کردند اگر با درخواست موافقت می کردم آنها می توانستند برای زمین های شهرک سند گرفته و آن را بفروشند اما اجازه کوچکترین مجوزی را به آنها ندادند.

طی ماه های گذشته؛ بارها نام، علاء الدین بروجردی و فرزندش در پرونده فساد برزگ اقتصادی مطرح شده است. اکنون در دادگاه امروز، در خصوص پرونده شهرک صنعتی بروجرد، نام این رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، نماینده آن است، مطرح می شود.

نشانه‌های افزایش اختلال روانی در تهران

نوشته‌شده در

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.